چيزی به پوسيدن ندارم

به زرتشت ميگويم

کاش بودی و تعميدم ميدادی

                         -مرد جاودانی رويا هام-

و باز ميکردی چشمهايم را

ديگر ارام نميگيرم

وقتی به گذشته آيينه مينگرم

که ميترسم از ناگزيرها

ميترسم از روزی که چشمی برای اينه نباشد

                              يا باشد و نخواهم

                                يا نبايد ببينم

 

من که ميخواستم شهرزاد تمام نا گفته ها باشم

چنان لال شدهام که قصه ام ميرقصد روی زبانها و

تنها نگاه ميکنم

و هر شب روی اين صندلی چرخان

به تمام شب پره ها شب بخير ميگويم

و ستاره ميشمرم تا خورشيد

 

     4p10soy.jpg

/ 48 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم دريايی

سلام نیما با يک آهنگ زيبا از برايان آدامز به روزم.

و ستاره می شمرم تا خورشيد... سلام ! اول معذرت خواهی می کنم از اين که زود بهم خبر دادی و دير اومدم! خيلی سرم شلوغه... شعر زيبايی بود...ستاره شمردن تا خورشيد و دوست دارم و خيلی وقتا می شه کار من!!! پيشه ی قشنگيه نيما!!! به روز باشی و بهروز!

دختر ايران زمين

سلام زیبا بود! بروز کردم. منتظر حضور سبزتان هستم! سربلند باشید و پایدار!

زيبا بود به من هم سر بزن

ladybird

سلام..به روزم پیشم بیا که منتظرم

الهه

سلام وب زیبایی داریدخوشحال میشم به منم سر بزنید