شاید این مقدمه ، خیلی مقدمه خوبی برا بحث نباشه ولی خب به نظرم این مقدمه به بحثمون مربوطه ! ولی جریان نوشتن این پست به یک واقعه واقعی که طی چند روز اخیر برام اتفاق افتاد بر می گرده ! یکی از دوستهام که دو سه سالی از من بزرگتره و تقریبا پنج،شش سال هست که ازدواج کرده رو چند روز پیش دیدمش ! ازش درباره زندگیش که پرسیدم ،گفت زنش آلان به شدت دنبال طلاق گرفتن ازشه ، بعد از شش سال زندگی و داشتن یک بچه تصمیم جدایی گرفتن برام خیلی جای سوال داشت ، بخصوص که اینها واقعا به ظاهر همدیگه رو دوست داشتند ! برام خیلی جای سوال بود ! خلاصه دل رو به دریا زدم و ازش دلیلش رو پرسیدم ! باورتون نمیشه ، مثل خیلی های دیگه که دور و برمون هستند این رفیق ما هم با تمام زندگی خوبی که داشت ، فکر و ذهنش دنبال یک دختر دیگه بود ! دلیل دوستم هم موضوع بحث امروزه )مطالب ذکر شده نظر دوست من هست ):

 


(( عيد رو يادتون هست؟ فرش‌های آويزون از بالكن‌ها و پشت‌بوم‌ها. صدای آی فرش می‌شوريم، شُرشُر آب يادته. ماشين لباسشويی هی آب می‌گيره، هی خشك می‌كنه راه ميوفته و مياد وسط آشپزخونه. در و ديوار كف‌زده رو هی با دستمال بساب ولی هنوز خوب پاك نشده و باز دوباره و دوباره. مغازه‌دارها كيف می‌كنند. هر چی پودر و مواد شوينده ميارند همه رو مردم می‌برند. خونه ريخت و پاشه، پرده‌ها كنده شده، شبها چراغ رو كه روشن ميكنی تا اون فيها خالدونت معلومه. همه چی تميز. بازار چشم‌چرونی دزدكی داغ داغه !
غروب، كف خونه بدون فرش روی موزائيك يخ، بواسيرت ميزنه بيرون، به چی فكر ميكنی؟ به‌به چه بوی باحالی، بوی قرمه سبزی مياد، اين همه شست‌و‌شو، اينهمه كف و پودر و دستمال كثيف، رفته كله صبح توی صف، سبزی قرمه خريده. دو ساعت پاكش كرده، دستهاش سبز شده، هي اين بچه ميگه، مامان من جيش دارم، برو ديگه خودت، برو ميام ميشورمت.اَه.
حالا سبد رو بيار بريز توش، يه ساعت بايد بشوری، گِل نداشته باشه. خب حالا بيا و با ساتور و چاقو، تق‌تق، قرچ‌قرچ خردش كن. خب حالا برو اون ماهيتابه گنده رو بيار و بريز توش جيز و جيز، سرخش كن، شد سه ساعت از صبح تا حالا مامان مامان، من گشنمه. آهای آهای ننه من گشنمه. پدر‌سگ می‌خواستی صبحونه بخوری الان چی بهت بدم. برو اون شير و كيك رو وردار كوفت كن. اَه.
حالا بيار بريز توی قابلمه، لوبيا بريز، آب بريز، گوشت بريز زياد شد، چه خبره اينطوری دو روزه بدبخت ميشيم دو تا تيكه بسه با نون بخورن. خب لباسشويی كارش تموم شد. اين همه ملافه رو ببره پشت‌بوم پهن كنه. مامان منم ميام بالا. نه خطرناكه، نميشه. منم ميام. ای پدر‌سگ دامنم رو انقدر نكش الان از تنم ميوفته. دم پايتتو بپوش بيا پدر سگ ای وای ظهر شد هيچ كاری نكردم. برم برنج درست كنم. به‌به چه قرمه سبزی شده، يا اه‌اه اين آب زيپو شد كه. حالا چه فرقی داره، باباش دراومده از صبح تا حالا
!
آخ آخ شب شد .... سلام اومدی؟ اين بچه‌تو بگير بابام دراومد از صبح تا حالا واسه خودت توی اداره استراحت ميكنی بگيرش، پدر سگ رو. آخيش خوابيدند پدر سگها. يه نفسی بكشم. دستت رو بكش، اصلاً حوصله ندارم. خسته‌ و مرده‌ام. عجب حالی داری‌ها. ول‌كن بابا، حالش رو ندارم. اه ول‌كن ديگه. بذار برای شب جمعه، الان نه. اه عجب سريشی هستی‌ها. پس زودباش كارتو بكن حال ندارم. توی فكر كارهای فردا و شُمردن تيرهای سقف و بوی قرمه سبزی، برو اونور برم دستشويی كپه مرگمو بذارم، صبح يه خروار كار دارم.

اين زن همسايه رو ديدی. خونه‌اش برق ميزنه. مثل برف، لباسهای بچه‌ها رو ديدی سفيد و تميزه، غذا ميپزه انگشتاتو باهاش ميخوری، خياطيش رو ديدی، عاليه، شورت مامان‌دوز ميدوزه حال كنی. از هر انگشتش يه هنر می‌چكه. خب ديدی، اين وسط چی گم شد؟!
تا حالا ديدی يه مادر به دخترش شوهرداری ياد بده، نه اينها رو نميگم، اون رو ميگم. همون ديگه، همون كارها رو، آهان، آره بابا ... تلويزيون و راديو، آخ آخ نه گناه داره، عيبه. فيلم حروم و قبيحه، مرتيكه پُررو اين حرفها چيه ميزنی؟! توی مدرسه هم كه باباشو درميارند، مدرسه جای علم و تحصيله، نه جای اين حرفها
!  بابا پس اين دختر و پسر بيچاره كجا بايد اين مسايل رو ياد بگيرند؟ چيكار بايد كنند؟ بابا ساقدوش هم كه ديگه ورافتاد. بابا چرا قرمه سبزی پختن رو ياد می‌ديد ولی بقيه چيزهايی كه حتی از اينكار هم مهتره رو ياد نميديد؟ عيبيه؟ مگه اين يكی از مهمترين اركان ازدواج نيست؟ مگه جزء نيازهای طبيعی آدميزاد نيست؟ حالا نگاه كن، يك دو سه سالی پس از ازدواج چی ميشه، خوبه خب فشار بالا بوده تازه داره چشمای پسره باز ميشه، خب يه دوست داره كه اونهم يه دوست داره ( ولی اين يكی دختره ) خب اين دوسته هم يه دوست داره ( خب معلومه اينهم دختره يا بوده و اينا و ديگه ) بيا می‌خواهيم يه قهوه بخوريم، كاری نداريم. نمی‌خواهيم كاری كنيم، نه بابا زشته، حالا بيا، خب بريم. اُه اُه عجب تيكه‌ای، موها مش كرده، توپ، مانتو كوتاه، آرايش خوش‌رنگ كه با لباسهاش سِت بود. بوی عطرش سرت رو گيج ميكنه، دستاش رو نشون نميده از بس ظرف شسته داغونه. برد زير ميز و دستكش دستش كرد از اون توريها كه آدم ميبينه يه جوريش ميشه. آره از اونا. ای بابا يه قهوه، شد يه قرار سينما، بعدش بريم خونه‌مون، بعدش بريم شمال و دوبی و ...، آره ديگه!
بابا زن خودش كه خوشگل‌تره، نه بابا چی ميگی با اون زير شلواری و جوراب سياه و بلندش با اون موهای كثيف و ژوليده پوليده از صبح تا شب فقط بلده در و ديوار بشوره، ايكبيری. بابا اين وسط چی گم شده؟! مقصر كيه كه به اين دختر و پسرها هيچی ياد نميده؟ زن و شوهر بچه دارند، بهم عادت كردند اينها ميشه اسباب استحكام زندگی
! ميگه بچه‌دار شيد، زندگی‌تون خوب ميشه. عجب دليل محكمی! اون بچه چه بچه‌ای ميشه!

اين قرمه سبزی، اين ملافه چرا هی عشق رو هُل ميده بيرون، جاش رو تنگ ميكنه. ای بابا زن اولش حرف زدنش قشنگ بود، صداشم قشنگ بود، خودشم قشنگ بود. راستی خارجی‌ها هم اينطوريند؟! بابا چرا از رو فشار جنسی بايد ازدواج كنيم، ها چرا؟! نمی‌كنيم؟! خالی نبنديد چند درصد بخاطر تشكيل زندگی مشترك ازدواج می‌كنند؟! راستی نميشه ازدواج نكرد ولی با هم دوست بود و يا با هم زندگی كرد؟ عيبه؟! ببينم چه كار كنيم قرمه سبزی و ملافه، عشق رو هل نده بيرون؟ شده هووی عشق و ازدواج، راستی هوو خوبه يا بد؟ دوستی با شخص ديگه خوبه يا بد؟! ای مردای پُررو از شما بپرسن معلومه ميگيد خوبه ديگه.اينم اولش خوبه دو روز ديگه ميشه مثل اولی آره يا نه؟ نه نميشه اگه گفتی چرا؟ خب اينجا كه ديگه قرمه سبزی و ملافه نيست، هست؟! ای بابا بلند شو صبح شده پاشو برو وسايل ترشی بگير، ترشی درست كنی، گوجه رُبی آورده داد ميزنه گوجه‌اش هم خوبه. همش تقصير اين مردای بی‌غيرت و هوسبازه، مرتيكه نامرد. من رو باش كه عمرم رو پای تو هدر دادم. هزار راه نرفته رو هی رفته، هی كف كرده ... ))

 

صحبت از حق و حقوق زنها یا مردها نیست ، صحبت از یک حلقه گمشده این وسط هست که داره همه چی رو خراب می کنه !

 

/ 47 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ماريا

همه چی بايد در حد تعادل باشه.

یگانه

نظرت در مورد يک ارتباط عشقولانه چيه؟

راشين

سلام به ما ه ترين داداش روی زمين خوبی؟ داداش جونم مرسی که اوندی خيلی خوشحالم کردی تو اپ نمی کنی؟

نازنين

سلام اين ارتباط متاسفانه در حدت و شدت داره همه گير ميشه بعضی وقتا لازم نيست زنه بوی قرمه سبزی بده حتی بوی شانل هم بدی اون اتفاق می افته

سميرا

اگر کليد قلبی را نداری قفلش نکن ... اگر خداحافظی در راه است سلام نکن ... اگر دستی را گرفتی رهايش نکن ... سلام ممنون از اينکه سر زدی اين چند روز نتونستم بيام ولی بالاخره آپ کردم راستی ما رو لينک نکرديا منتظرم

فاطمه

سلااااام. چرا ديگه سر نمی زنی؟ راستی هر وقت آپ کردی به منم خبر بده. مسی

راشين

سلام داداشی گلم خوبی؟ کارت زياد شده الهی من بميرم........ دارم می ترکم ولی يه مبارزه ای دارم می کنم که نگو......يا هو جلو چشممه ولی نمی رم توش ...ولی يه مدت ديگه عادت می کنم داداشی گلم اگه وقت کردی و کارات اجازه داد اپ کن

ladybird

مهندس جان تنبل نباش.چرا آپ نمیکنی؟از من یاد بگیر هی تند تند آپ میکنم.